SURES

من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح میدهم، زیراترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی میگذارد

جمعه 17 آذر 1391

نگاهی به وضیعت معماری معاصر :

نویسنده: REZA deylami   

عوامل گوناگونی بر روند پیشرفت جوامع بشری موثرند که از آن جمله می‌توان به عواملی نظیر: اقتصاد، جامعه شناسی، سیاست، پیشرفت‌های علمی، فلسفه و... اشاره کرد که همگی این عوامل بر دگرگونی‌های هنر و معماری نیز بسیار موثرند؛ این تحولات در معماری، آنگونه که چارلز جنکز (منتقد شهیر معاصر)، از آن یاد می کند با دوره مدرن آغاز می شود و سپس با دو دوره پست مدرن و لیت مدرن پی گرفته می شود
مدرنیسم در معماری، پس از انقلاب صنعتی و از حدود سال 1920 م آغاز می شود؛ به‌لحاظ شناخت‌شناسانه معماران مدرن به یک سبک جهانی و شاید بتوان گفت به نوعی بی سبکی معتقد بودند. در معماری مدرن فرم، ناشی از «عملکرد» است. ساختمان حاصل از سبک در معماری مدرن دارای صراحت بیان است، فرم انتزاعی و دارای خلوص و سادگی است. از آنجا که معماری مدرن نفی کننده تاریخ است، لذا ضد هر گونه تزئینات، تمثیل و استعاره‌ای است که رجعتی به تاریخ قلمداد شود. در حقیقت معماری مدرن بر اساس اصالت برنامه شکل می گیرد و در آن عملکرد، نقش مهمی را ایفا می‌کند؛ بدین معنی که سازماندهی فضایی پروژه تحت تاثیر مستقیم اقتصاد قرار دارد و پروژه بر مبنای اقتصادی ترین وضیعت عناصر برنامه به وجود می آید و فرم، صورت اقتصادی طرح است! فرم، عنصری جبری است که ناشی از عملکرد و برنامه است و زیبایی‌شناسی آن زیبایی ماشینی و منتج از فناوری است

ادامه مطلب

نظرات() 

جمعه 17 آذر 1391

هویت فراموش شده در معماری ایران

نویسنده: REZA deylami   

گرچه صنعت ساختمان سازی در کشور در سالهای اخیر از رشد چشمگیری در ابعاد مختلف کمی و کیفی برخوردار و جلوه های بدیع و در عین حال منحصربفردی (مانند برج میلاد) را از صنعت ساختمان سازی داخلی به تصویرکشیده اما شاید وضعیت فعلی معماری ایرانی را بتوان مصداق ضرب المثل معروف «کلاغ آمد راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم از یاد برد» دانست، چرا که در بسیاری از موارد، طراحی و ساختمان سازی کنونی کشور را نه می توان تابعی از الگوهای غربی و شرقی با ویژگی های یک ساختمان مدرن و پیشرفته به شمار آورد و نه اثری از فرهنگ و هنر ایرانی و اسلامی را در آن جستجو نمود.
علت این مشکل را باید در عوامل گوناگون مانند ضعفهای نظارتی، ضعفهای آموزشی و فرهنگی، اهمال کاریهای برخی طراحان و پیمانکاران، اغماض نابجای گروهی از کارفرمایان، بومی نبودن مصالح و عدم تطبیق آن با شرایط ایران، عدم استفاده اصولی و صحیح از امکانات و مصالح جدید، منطبق نبودن طرحهای جدید با فرهنگ ایرانی و اسلامی و از زوایای مختلف مانند: شرایط اقتصادی، تحولات فرهنگی و تغییر سلایق عمومی و امثال آن مورد بررسی قرارداد، اما قطعاً برداشت نادرست از خلاقیت و نوآوری در طراحی ساختمانها را می توان به عنوان یکی از عوامل اصلی این نابسامانی ها و آشفتگی ها محسوب نمود، زیرا به نظر می رسد به رغم دانش جدید و تجارب ارزشمند موجود و قابل دسترس، برای بسیاری از طراحان و مهندسین این عرصه، از مفهوم نوآوری و خلاقیت، تنها ارائه یک طرح متفاوت از اهمیت برخوردار است، بدون آنکه سایر ضوابط و معیارهای علمی، عرفی و ارزشی مورد توجه قرار گیرد.
این در حالی است که در معماری ایرانی و اسلامی برخلاف معماری مدرن، نه تنها آداب و سنن ارزشی مانند: وضو گرفتن و دعا به هنگام کار، بلکه جلوه های هنری، بصری و معنوی نیز در طراحی و ساخت از اهمیت ویژه برخوردار بوده و به موازات آن، سایر عوامل و الزامات فعالیت در این عرصه از جمله: استفاده بهینه و کامل از فضای در اختیار، بومی بودن مصالح و تناسب آن با شرایط اقلیمی، حفظ یا جلوگیری از ورود سرما و گرما، جهت تابش نور خورشید و روشنایی مناسب و حتی موضوعاتی مانند: انعکاس صدا، مسیر بادو جریان هوا در داخل ساختمان یا قبله نیز بطور کاملا ماهرانه و منطقی مورد توجه قرار می گرفته است

ادامه مطلب

نظرات() 

جمعه 17 آذر 1391

زن و خانواده در ایران باستان

نویسنده: REZA deylami   

اوضاع اجتماعی عهد ساسانیان بر طبق قوانین مدنی مفصلی اداره می شد، که مبتنی بر احکام زند و اوستا بود… اصل تعدد زوجات اصل تشکیل خانواده به شمار می رفت. در عمل، تعداد زنانی که مرد می توانست داشته باشد، به استطاعت او بستگی داشت. ظاهرا مردمان کم بضاعت به طور کلی بیش از یک زن نداشتند. رییس خانه (=کدگ خودای) از حق ریاست دودمان بهره مند بود. یکی از زنان، سوگلی و صاحب حقوق کامله محسوب شده و او را “پادشاه زن” یا “زن ممتاز” می خواندند. از او پست تر زنی بود که عنوان خدمتکاری داشت و او را “زن خدمتکار” یا “چاکر زن” می گفتند. حقوق قانونی این دو نوع زوجه مختلف بود. ظاهرا کنیزان زرخرید و زنان اسیر جزء طبقه چاکر زن بوده اند. معلوم نیست که عده زنان ممتاز یک مرد محدود بوده است یا خیر، اما در بعضی از مباحث حقوقی از مردی که دو زن ممتاز دارد سخن به میان آمده است.
زنانی که عنوان “چاکر زن” داشته اند، فقط اولاد ذکور آنان در خانواده پدری پذیرفته می شده اند. اهتمام در پاکی نسب و خون خانواده یکی از صفات بارز جامعه ایرانی به شمار می رفت، تا به حدی که ازدواج با محارم را جایز می شمردند و چنین وصلتی را “خویدوده” می خواندند. این رسم از قدیم معمول بود، حتی در عهد هخامنشیان. مثلا کمبوجیه دو خواهر خود را در عقد ازدواج داشت، که یکی از آنها آتوسا نام داشت. داریوش دوم، خواهر خود پریساتیس را به زنی گرفت. اردشیر دوم با دو دوختر خود آتوسا و آمستریس و داریوش سوم با دختر خود استاتئرا ازدواج کرد. بهرام چوبین خواهر خود گردیگ را گرفت و مهران گشنسب نیز پیش از اینکه مسیحی بشود خواهر خود را عقد کرده بود. در کتاب حقوق سریانی که راجع به ازدواج است گوید: عدالت خاصه پرستندگان اوهرمزد به نحوی جاری می شود که مرد مجاز است با مادر و دختر و خواهر خود مزاوجت کند و مثال هایی آورده است که زرتشتیان برای تایید و تقدیس این امر روایت می کرده اند. در آیین زرتشتی ازدواج با اقارب به هیچ وجه زنا محسوب نمی شده، بلکه عمل ثوابی بوده که از لحاظ دینی اجری عظیم داشته است.
هنگام تولد طفل پدر باید شکر خدای را با انجام مراسم دینی خاص و دادن صدقات به جای آورد، صدقه پسر بیش از دختر بود. بایستی طفل خردسال را از آسیب چشم بد محفوظ بدارند و مواظبت کنند، تا زن حایض نزدیک او نشود، زیرا که پلیدی شیطانی آن زن را موجب بدبختی طفل می پنداشتند. شیطان را به وسیله آتش و روشنایی دور می کردند، خصوصا در سه شب اول تولد طفل و شیردادن گیاه هوم به طفل می دادند و روغن بهاری به او می چشانیدند. تعلیم مذهبی دختر را مادر به عهده می گرفت، لکن حق شوهر دادن او به پدر اختصاص داشت. اگر پدر در قید حیات نبود، شخص دیگری اجازه شوهر دادن دختر را داشت. این حق نخست به مادر تعلق می گرفت و اگر مادر مرده بود، متوجه یکی از عموها یا دایی های دختر می شد. دختر خود مستقلا حق اختیار شوی نداشت. از طرف دیگر پدر یا شخص دیگر، که ولی دختر به شمار می رفت مکلف بود به مجرد رسیدن دختر به سن بلوغ او را شوهر دهد، زیرا منع دختران از توالد گناه عظیمی به شمار می آمد.
مراسم نامزدی قالبا در سن طفولیت به عمل می آمد و ازدواج در جوانی صورت می گرفت. در پانزده سالگی دختر باید شوهردار می شد. معمولا وصلت به وسیله یک نفر واسطه به عمل می آمد، مهر را تعیین می کردند. بعد شوهر مبلغی به پدر آن دختر می پرداخت، ولی می توانست آن پول را در بعضی موارد مطالبه کند، مثلا: اگر بعد از عروسی معلوم می شد که زن ارزش آن مبلغ را ندارد. ظاهرا مقصود این است که زن عقیم باشد.
معمولا پدر خانواده، که صاحب اختیار همه خانواده بود، در عواید اموال خاص همسران و غلامان خود تصرف می کرد. در موارد طلاقی که با رضای زوجه واقع می شد زن حق نداشت اموالی را که شوهر در موقع عروسی به او داده بود نگاه دارد. هرگاه شوهری به زن خود می گفت: از این لحظه تو آزاد و صاحب اختیار خود هستی، زن به این وسیله از نزد شوهر خود طرد نمی شد ولی اجازه می یافت به عنوان “چاکر زن” شوهر دیگری اختیار کند! این رسم باعث دغل بازی های بسیاری شده بود. در صورتی که شوهری زن خود را طرد می کرد، بی آن که صریحا اختیار او را به خود او بسپارد و زن شوی دیگری اختیار می کرد، فرزندانی که در ازدواج جدید در زمان حیات شوهر اولش می زایید، از آن شوهر اول بود، یعنی زن تحت تبعیت شوهر اول باقی می ماند!
شوهر حق داشت، یگانه زن خود را یا یکی از زنانش را (حتی اگر از زنان ممتاز او محسوب می شد) به مرد دیگری بسپارد! تا این که مرد از خدمات آن زن استفاده کند! رضایت زن شرط نبود! در این صورت شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت و فرزندانی که در این ازدواج متولد می شدند، متعلق به شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب می شدند! این قرار که شاهد دیگری از مشابهت قضایی وضعیت زوجه و کنیز است، با انعقاد پیمان رسمی صورت می گرفت، که در طی آن شوهر جدید همه گونه مواظبت و نگاهداری زن را در مدت این ازدواج تعهد می کرد. این عمل را از اعمال خیر می دانستند! و کمک به یک هم دین می شمردند.
زنان حایض نجس و شیطانی محسوب می شدند، و موجب آلودگی و نجاست محیط به شمار می رفتند. به همین دلیل دخمه های مخصوصی را در زیر زمین خانه ها برای زنان حایض می ساختند. این اتاقک ها پنچره ای به بیرون نداشت زیرا نور و روشنایی از عناصر مقدس به حساب می آمد و زنان حایض آن را آلوده می کردند. زنان دوران حیض خود را باید به تنهایی در این دخمه می گذراندند و از لمس کردن اعضای دیگر خانواده و نزدیک شدن به آتش خودداری می کردند. اگر احیانا زن حایض کسی را لمس می کرد، آن شخص برای پاک شدن باید با ادرار گاو غسل می کرد. پس از پایان دوره حیض، زن از آن اتاقک خارج می شد و خود را می شست و با ادرار گاو غسل می کرد تا پاک و طاهر شود!
زن و خانواده در ایران باستان

نظرات() 

تحقیقات اخیر باستان شناسان حاكی از این است كه سپاهی كه در 325 كیلومتری شهر الخارجه در زیر شنهای كویر یافت شده است همان سپاه ایران است كه 2535 سال ناپدید شده است.

تصویری از یك معبد در شهر الخارجه( گفته میشود این همان معبد داریوش در این شهر است)

اوایل تابستان 525 پیش از میلاد یك سپاه چهل هزار نفری از سوی كمبوجیه پادشاه وقت ایران پس از از اینكه ایران مصر را تسخیر كرده و فرعون وقت آن یعنی پسامتیك سوم را مورد عفو قرار میدهند برای شناسایی و تصرف لیبی كنونی به سمت این كشور روانه میشود . هرودوت و سایر تاریخ نگاران داستان های متفاوتی از این سفر نقل میكنند ولی انچه همه بر ان اتفاق نظر دارند سرنوشت این سپاه است كه بدون هیچ گونه درگیری در صحرا ناپدید میشوند و تا اواخر جنگ جهانی دوم هیچ اثری از ان به دست نیامد.



تاریخ نگاران عنوان داشته اند پس از 37 روز سفر در كویر و طی 385 كیلومتر ( به علت وضعیت گرما سپاه كند حركت میكرد) در یك صبح ارتش گرفتار طوفان شن میگردد. همه سپاهیان ایران در این طوفان زیر خروارها شن بیابان مدفون میگردند.

داریوش بزرگ پس از سالیان كه برای افتتاح ابریز دریای سرخ به رود نیل به مصر رفته بود شخصا برای یافتن و برگرداندن اجساد ایرانیان به منطقه رفت ولی دست خالی برگشت.

در برگشت از منطقه داریوش در شهر الخارجه كه اكنون 60000 نفر جمعیت دارند معبدی را احداث میكند كه نشان دهنده الحاق مصر به ایران است و همه ساله هزاران گردشگر را به خود جلب میكند.

در دوران جنگ جهانی دوم گروهی از تانكهای نیروهای درگیر در جنگ در منطقه ای عبور میكنند كه با ریزش ماسه و نمایان شدن سپر و لوازم جنگی سپاهی بزرگ همراه بود. به علت دوران دشوار جنگ این مسله مسكوت میماند تا اینكه در دهه نود دوباره باستان شناسان برای تحقیق و كشف حقیقت به منطقه میروند. نتایج ازمایشات ژنتیك نشان از این دارد كه این همان ارتش ناپدید شده ایران است .

حضور دانشمندان باستان شناس ایران و تلاش برای برگرداندن باقیمانده ارتش ایران وظیفه ای است كه بر گردن مسئولین نهاده شده است.

نظرات() 

نگاهی به سنتها و ارزشهای فرهنگی تمدنی ایرانیان باستان
از ویژگیهای فرهنگ ایرانی آن بود که هیچ انسانی دارای تقدس شمرده نمیشد، بلکه تقدس خاص خدا و ایَزدان و فضایل ملکوتیِ هفتگانه بود که ضمن سخن از زرتشت شاختیم. به همین سبب بوده که در تمام دوران هخامنشی و پارتی و ساسانی هیچ زیارتگاهی برای هیچ انسانی، نه برای مغان و نه آتَروَنان و نه هیربدان، ساخته نشد. و از همینرو است که واژههائی معادل «عصمت» و همچنین «زیارت» به مفهوم مذهبیش (زیارت بهمفهومی که ما پس از مسلمانیمان شناختهایم) در زبان ایرانی ساخته نشده است. و از آنجائی که در فرهنگ ایرانی هیچ انسانی در هر مقامی که باشد دارای تقدس و عصمت نیست، عقیده به اینکه انسان بتواند واسطه و شفیع میان انسان و خدا شود نیز در فرهنگ ایرانی وجود نداشت. زرتشت نیز واسطۀ میان انسانها و خدا شمرده نمیشد بلکه آموزگاری بود که نیکبودن و نیکزیستن را به انسانها آموخته بود. انبیای قوم سامی هم در حیاتشان و هم همیشه پس از مرگشان واسطههای میان خدا و مریدان خویش شمرده میشدند، و مریدانشان بهاندازۀ فرمانهائی که برای انبیاء و جانشینانِ انبیاء میبردند و بهاندازهئی که به معبد خدمت میکردند و ثمرۀ تلاش و کارشان را به عنوان زکات و صدقات به متولیان معبد میدادند انتظار داشتند که انبیاء و رهبران دینشان در زندگیشان و حتی پس از مرگشان برایشان نزد خدایشان وساطت کنند (شفیع بشوند) تا خدا از خطاهایشان درگذرد؛ یعنی مردگان نیز واسطه میان انسان و خدا بودند. اما در دین ایرانی هیچگاه چنین باوری دربارۀ انسانهای زنده و مرده شکل نگرفت.
از دیگر ویژگی فرهنگ ایرانی آن بود که هیچکدام از عیدهای ایرانی با برگزاری مراسم برای هیچ انسانی در ارتباط نبود بلکه هرکدام از عیدها (نوروزِ کوچک که اکنون نوروز گوئیم، نوروز بزرگ که اکنون سیزده بهدر گوئیم، مهرگان، سده، و جشنی که اکنون چارشنبه سوران گوئیم) مراسمی بود که برای پیوند با طبیعت برگزار میشد و مستقیماً با تحولات طبیعی در ارتباط بود. دین ایرانی به شادزیستی بهای بسیار داده بود، و از اینرو عید ایرانی نه مراسم عبادی بلکه سور و سرود و رقص دستهجمعی بود و جشنهایش مراسم شادی و سور و ستایش زیباییها بود. , در فرهنگ ایرانی نه برای بزرگداشت انسانها حتی زرتشت مراسم دینی برگزار میشد و نه برای هیچکدام از شخصیتهای دیگر. این از آنرو بود که ایرانی برای هیچ انسانی تقدس و عصمت قائل نبود تا بهخاطرش مراسم دینی برپا کند. ایرانی برای طبیعت جشن برپا میکرد و همراه با طبیعت ابراز شادی و سرور مینمود.
نماز نیز در دین ایرانی نه همچون نمازِ ادیان سامی ستایش پیامبرشاه و انسانهای مدعیِ نمایندگیِ خدا و ستایش اعضای خانوادۀ پیامبرشاه، و نه دعا و تضرع و ابراز خواری و ذلت در حضور خدا بهخاطر جلب ترحم خدای جبّار، بلکه ستایش ارزشها و پدیدههای سومند بود که جلوههای عینیِ رحمت آفریدگار شمرده میشدند. بهعبارتِ دیگر، نماز در دین ایرانی مجموعهئی از سرودهای ستایشِ ارزشها و پدیدههائی بود که در خدمت سعادت بشر بودند؛ و در میان اینها سپنتَەمَنیو و وهومنَه و اَرتَه از مقام والائی برخوردار بودند و در نمازها بیشتر از همه مورد ستایش قرار میگرفتند، بهعلاوه مهر و ناهید و باران و آبِ جاری و کشتزار و زمینِ بارور و ستورانِ سودمند و مادران و زنان ستایش میشدند؛ و اینرا در گفتار زرتشت دیدیم. بهعبارت دیگر، آنچه نماز در دین ایرانی را تشکیل میداد سرود تلقین بهخود برای همسان شدن با همۀ آفریدگان سودمند و خدمترسان به بشریت بود. این نیایشها بهانسان میآموزد که هر فردی چنانچه از این فضایل پیروی کند و اینها را در درون خویشتن بپرورد و خودیشتن را با آنها همسان سازد خواهد توانست که بهبلندترین مرحله از تکامل انسانی رسیده خداگونه شود، و در اینباره هیچ تفاوتی میان انسانها وجود ندارد.

نظرات() 


[تصویر: 33563421805169426125020109442610.jpg]

در هنگام ورود به شهر زوریخ ، بهتر است خود را برای خرید تجهیزات صنعتی معروف و شناخته شده آماده کنید ، در همین حال ردلف نیمریچتر با شرکت سی دی ای دست به تحقیقی در مورد توسعه ی بلند مدت خانه های ساخته شده در شهر زوریخ زده است. بررسی جامع عوامل مختلف توسعه بالقوه طرح ها که راهی را به نسل های بعدی نشان میدهد همراه با رقابت در ساختن خانه های مدولار و طراحی های غیر متعارف که توسط دفتر معماری رولف نیمریچتر به کمیسیون ارسال شد. پارامترهای جدید در طراحی میل به استقلال در شکل و فرم و متریال ها را نشان میدهد. همچنین تعامل طراحی ساختمان جدید که با خانه و استخر ادغام شده است نیز به چشم میخورد. خانه ی جدید که نقش خانه تابستانی همراه با یک استخر را دارد جایگزین خانه ای قدیمی و تخریب شده است،. فرم جدید ساختمان و نحوه ی قرار گیری آن پاسخی برای حضور در سایت است و نمای ساختمان با زاویه های ممتد و پرسپکتیو های مختلف نشان دهنده ی میل کاربر برای دوری از انزوا و یکنواختی بوده است. در نمای بیرونی ساختمان از روکش فلزی که به صورت افقی در نما به کار گرفته شده همراه با مفصل هایی که در گوشه ها قرار دارند که به نمای ساختمان نظم میدهند استفاده شده است. این ساختمان دارای 1000 متر زیر بنا که در 3 طبقه تقسیم شده است.گاراژ و فضاهای مورد نیاز و از جمله اتاق ها و موتورخانه در زیرزمین قرار گرفته اند.پلان آراد طبقه همکف از یک فضای بزرگ ناهارخوری و پذیرایی و آشپزخانه تشکیل شده.در طبقه ی فوقانی یا سوم نیز 3 اتاق خواب همرا با یک بالکن قرار گرفته اند فضای داخلی نیز توسط همان شرکت طراحی شده است که هسته ی اصلی آن چوب بلوط است که به وسیله ی آن ---- ورودی و رخت کن همراه با سرویس بهداشتی و راه پله تعریف شده است . آزخانه و فضای غذاخوری که به وسیله ی ایجاد تضاد رنگی سیاه و سفید طراحی شده است.

ادامه مطلب

نظرات() 

جمعه 17 آذر 1391

موجی از پایداری؛خانه ضد طوفان

نویسنده: REZA deylami   

[تصویر: 2263634813573685340035201248235348.jpg]


خانه ضد طوفان Tornado Proof عنوان پروژه ایست که توسط تد گیونز Ted Givens در هنگ کنگ طراحی شده است.او و تیمش در حال بررسی راههایی برای بکار گیری معماری پویا در جهت ایجاد گزینه هایی ایمن در حفاظت از خانه و ساکنین دربرابر اقلیم و طبیعت هستند.این گروه از نیرو تندبادها و توفان استفاده کرده و در اندیشه استفاده از تمام امکانات در مقابل وقایع طبیعی هستند.

ادامه مطلب

نظرات() 

جمعه 17 آذر 1391

خانه های کوچک دانشجویی

نویسنده: REZA deylami   

تعداد کمی از دانشجویان خوش شانس در اروپا خانه های فشرده[1][1][1] m-ch را تجربه کرده اند . m-ch مکعب های آلومینیومی هستند که پایه ها و نیازهای اولیه یک زندگی مدرن را در کمتر در 19 متر مربع عرضه می کنند . دانشجویانی که در m-ch زندگی کرده اند , بر این باورند که زندگی در خانه های کوچک ، سبک و روش زندگی آنها را به هیچ وجه محدود نمی کند .



m-ch ابداعیست از ریچارد هاردن[2][2][2] ، که مدیر Horden Cherry Lee Architects Ltd. و پروفسوری در انجمن علمی دانشگاه تکنیکال مونیخ می باشد . او طراحی m-ch را به کمک گروهی از دانشجویان و همچنین گروه معماری Lydia Haack + John Hpfner Architekten توسعه و بسط داد . اولین مدل های m-ch در فضای باز دانشکده مورد استفاده قرار گرفت و او به همراه شش نفر از دانشجویان در اولین دهکده شش واحدی ( شش مکعبی ) در نوامبر 2005 مستقر شدند .

ادامه مطلب

نظرات() 

ملبورن شهر نوآوری، تنوع تاریخی و فرهنگی به حساب می آید.
[تصویر: 6963_634632573598807578_l.jpg]

ادامه مطلب

نظرات() 

پل گلدن گیت (دروازه ی طلایی) پلی معلق در دهانه ی شمالی شبه جزیره ی سانفرانسیسکو و بر روی اقیانوس اطلس است که این شهر را به مارین کانتی متصل میکند. دهانه ی پل معلق گلدن گیت طولانی ترین دهانه در بین پل های سراسر جهان است و فاصله ی آن بیش از ۴۲۰۰ فوت میباشد. ساخت این پل در سال ۱۹۳۷ به پایان رسید و در حال حاضر نـماد به رسمیت شناخته شده و بین المللی سانفرانسیسکو و ایالت کالیفرنیای آمریکاست. رنگ این پـل با مشاوره ی یکی از معمارهایش به نام ایرونیگ مورو نارنجی مایل به قرمز انتخاب شده، چون با رنگ های محیط ترکیب نمیشود و در مه نیز میتوان بخوبی آن را تشخیص داد.


گروه اینترنتی یاهوسه هزار | www.Yahoo3000.com

ادامه مطلب

نظرات() 

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات